العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
107
شرح كشف المراد ( فارسى )
12 - مرحوم صدر المتالهين مىگويند : علم خدا در ازل به اشياء از قبيل علم اجمالى در عين كشف تفصيلى است . « منقول از شرح منظومه بخش حكمت ص 164 تا ص 177 » . با حفظ اين مقدمه سؤال اينست : كه آيا علم خداوند به اشياء متناهى و پايانپذير است و به برخى از اشياء تعلق مىگيرد و يا علم حق نامتناهى است و به جميع موجودات در جميع عوالم وجود بدون استثناء عالم است ؟ در اين زمينه بطور كلى دو نظريه مطرح است : 1 - علم خداوند نامتناهى است . 2 - علم خداوند متناهى است . مرحوم خواجهء طوسى مىفرمايد : قول اول صحيح است و حق آنست كه علم حق عموميت دارد و دليل بر عموميت علم حق عبارتست از همان برهان دوّم حكماء كه براى اثبات علم آورديم آن دليل دو مطلب را ثابت مىكند : يكى اصل علم را و ديگرى نامتناهى بودن علم را و خلاصهاش اينست كه : هر موجودى در هر عالمى از عوالم وجود ما سواى ذات حق تعالى ممكن الوجود است . « صغرى » و هر ممكن الوجودى مستقيما و يا مع الواسطه به ذات حق مستند و مخلوق آن ذات است « كبرى » و علم به علت به معناى سوّمى كه در مقدمه همين برهان ذكر شد مستلزم علم به معلول هم هست . و خداوند به ذات خويش با همهء لوازم آگاه است پس به جميع اشياء عالم است و همهء موجودات در برابر علم حق مساويند چه آن موجودات امور جزئيه باشند همانند وجود زيد و عمر و . . . و يا از امور و حقايق كليه باشند به معناى منطقى و فلسفى آن يعنى قابل صدق بر افراد كثيره مثل مفهوم انسان -